Lire Livre 6 L'étranger apprenant la mort du muhtasib et se repentant de sa confiance en la créature et de son espoir en ses dons, se remémorant les bienfaits de Dieu et se repentant à Dieu de son péché : « Puis ceux qui ont mécru donnent des égaux à leur Seigneur. » Verset 3131

M6:3131 — من مرورا قبلهٔ خود ساختم / قبله‌ساز اصل را انداختم

من مرورا قبلهٔ خود ساختمقبله‌ساز اصل را انداختم
✦ Rendre ce beyt en Français

M6:3131

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — tiré de ses conférences enregistrées sur le Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: من آن دیگری را قبله و مرکز توجه خود قرار دادم، و قبله‌ساز اصلی و آفرینندهٔ راستین را از یاد بردم و کنار گذاشتم. معنا: این بیت اعتراف به اشتباه بنیادی انسان است؛ اینکه انسان مخلوقات و واسطه‌ها را غایت و مطلوب نهایی خویش می‌سازد و از آفرینندهٔ مطلق غافل می‌شود.

شرح

این بیت در ادامهٔ ابیاتی می‌آید که مولانا از زبان یک انسان وام‌دار و امیدوار به خلق سخن می‌گوید؛ انسانی که اکنون بیدار شده و به خطای خود پی برده است. او با این جمله اعتراف می‌کند که چگونه در توکل و امید بستن، راه خطا رفته و به جای مسبب‌الاسباب، بر اسباب و مخلوقات دل بسته است. نکتهٔ کلیدی اینجاست که این قبله‌سازی از غیرِ قبله‌ساز اصلی، حجابی می‌شود میان انسان و حقیقت.

من بارها تأکید کرده‌ام که مولانا همواره ما را به هوشیاری در برابر سوءتفاهم‌ها فرامی‌خواند. یکی از بزرگترین این سوءتفاهم‌ها، معنای توکل است. توکل به معنای تنبلی و دست کشیدن از اسباب نیست؛ هرگز! آن‌طور که آن عرب شترش را رها کرد و گفت توکل بر خدا، و پیامبر به او گفت «اعقل و توکل»، یعنی «زانوی شترت را ببند و سپس توکل کن». اسباب، خود تجلی فعل الهی‌اند و اعتماد بر آن‌ها، در واقع اعتماد بر خداوند است که اسباب را قرار داده. اما مسئله اینجاست که آدمی نباید در اسباب متوقف شود؛ نباید سبب را غایت بداند و مسبب را فراموش کند. اینجاست که این بیت مولانا معنای عمیق‌تری پیدا می‌کند. آن فردی که "خواجه" او را کلاه بخشید و لباس داد، "خواجه" را قبلهٔ خود ساخت، در حالی که خداوند به او سرِ پُرخرد و قد و قامت عطا کرده بود. او "زر" را از "خواجه" گرفت، اما دست زرشمار را خدا به او بخشید. اینجاست که انسان می‌فهمد که نباید "زر" را به جای "زرشمار" گذاشت، و نباید واسطه را با حقیقت اشتباه گرفت.

این بیت نقد شدید بر آن دیدگاه صوفیانهٔ متأخر است که تنبلی و گوشه‌نشینی و چشم داشتن به دست مردم را توکل می‌خواند. این توکل نیست؛ این "تهامل" است، یعنی سستی و بی‌عملی به نام توکل. مولانا می‌خواهد بگوید که قبلهٔ حقیقی توحید افعالی است؛ اینکه همهٔ امور و همهٔ خوبی‌ها و همهٔ اسباب، از جانب خداوند است. وقتی ما اسباب را اصل می‌سازیم و مسبب‌الاسباب را "می‌اندازیم"، در واقع قبله‌ای جعلی برای خود ساخته‌ایم که جز بت‌پرستی پنهان نیست. این اعتراف، یک گام اساسی در مسیر سلوک و بازگشت به توحید ناب است.

نکات کلیدی

  • قبلهٔ حقیقی، آفرینندهٔ مطلق است، نه مخلوقات یا واسطه‌ها.
  • اعتماد به اسباب باید با هوشیاری نسبت به مسبب‌الاسباب همراه باشد؛ اسباب حجاب نشوند.
  • غایت قرار دادن مخلوقات، شکلی از بت‌پرستی پنهان است که توحید را مخدوش می‌کند.
  • تنبلی و بی‌عملی به نام توکل، سوءتفاهمی خطرناک است که مولانا آن را برنمی‌تابد.
  • اعتراف به اشتباه و بازگشت از قبلهٔ جعلی به قبلهٔ اصلی، گامی اساسی در سلوک است.

Sources: d6-s70 · 10:02:00 d6-s70 · 10:45:00 d6-s70 · 11:00:00 d6-s70 · 11:10:00

به زبانِ تو — Votre langue · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.