Lire Livre 6 Le courtier distribuant [la nouvelle] dans toute la ville de Tabriz et collectant une petite somme, et cet étranger se rendant sur la tombe du muhtasib pour la visiter et racontant cette histoire sur sa tombe à la manière d'une lamentation, jusqu'à la fin. Verset 3272

M6:3272 — تو نمردی ناز و بخت ما بمرد / عیش ما و رزق مستوفی بمرد

تو نمردی ناز و بخت ما بمردعیش ما و رزق مستوفی بمرد
✦ Rendre ce beyt en Français

M6:3272

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — tiré de ses conférences enregistrées sur le Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تو نمردی، در حالی که ناز و بخت ما مُرد؛ عیش و رزق کامل ما از میان رفت.

معنا: این بیت، به تقابل میان ذات جاودان و بخشندهٔ «تو» با «ما»ی میرا و رنج‌دیده می‌پردازد و بیانگر از دست رفتن موهبت‌ها، نیک‌بختی‌ها و روزی کامل انسان در غیاب آن مبدأ ازلی است.

شرح

این بیت در ادامهٔ ثناگویی مولانا از یک وجود بی‌همتا و کمال‌یافته آمده است؛ وجودی که در رزم و کرم «واحد کالف» است و «صد چو حاتم» در بخشش. «تو»ی این بیت، بی‌گمان، اشاره به آن حضرتِ ازلی و ابدی دارد که مرگ در آن راه ندارد، یا اشاره به انسان کاملی است که صفات الهی را در خود متجلی ساخته و از مرگ صوری رسته است. من بر این باورم که مولانا در اینجا از این «تو» سخن می‌گوید که نه تنها خود نمُرده است، بلکه حتی نام نیک و آوازهٔ خیرش نیز زنده‌تر از همیشه پابرجاست. این نام نیک، گویی دعای ابراهیمی است که در قرآن می‌خوانیم: «و اجعل لی لسان صدق فی الآخرین». این «نام نیک» و بقای آن، پاداشی است که بی‌واسطه از کار نیک و خدمت به خلق برمی‌خیزد؛ نه آنکه آدمی به قصد شهرت و نام‌آوری به کاری دست زند. بلکه چون کار نیکی می‌کند، حتی اگر نامش هم نماند، باکی نیست. اما اگر ماند، چه نیکوست که دیگران را نیز به خیر و صلاح ترغیب می‌کند و صدقهٔ جاریه‌ای می‌شود که تا ابد باقی است. ما آدمیان اما، «ما»ی فانی، گرفتار مرگ «ناز و بخت» و فنای «عیش و رزق مستوفا» می‌شویم. «ناز» در اینجا به معنای موهبت، وقار یا نعمتی است که از جانب حق به انسان می‌رسد و «بخت» همان اقبال و سعادت دنیوی است. «رزق مستوفا» نیز، همان‌گونه که مولانا تصریح می‌کند، به معنای رزق کامل و تمام و کمال است. این‌ها همه، با مرگ «ما» می‌میرند و به سرانجام خود می‌رسند، در حالی که «تو»ی ازلی، همچنان جاری و پایدار است. این تقابل عمیق، تصویری روشن از فانی بودن جهان مادی و باقی بودن حقایق روحانی به دست می‌دهد. «عیش ما و رزق مستوفا بمرد» اشاره به آن است که لذت‌ها و روزی‌های زمینی، هر چقدر هم کامل و وافر باشند، گذرا و فناپذیرند و در مقایسه با آنچه از جانب آن «تو»ی جاودان می‌آید، رنگ می‌بازند.

نکات کلیدی

  • مابین جاودانگی حق و فناپذیری انسان تفاوت ذاتی وجود دارد.
  • سعادت، ناز و رزق کامل ما، بدون اتصال به مبدأ الوهی، میرا و ناپایدار است.
  • «نام نیک» (نام و شهرت خوب) پاداشی طبیعی برای اعمال نیک است، نه هدفی که باید مستقیم دنبال شود.
  • وجود «تو» که مولانا بدان اشاره دارد، در بخشش و دوام، از هر نمونهٔ انسانی فراتر است.

Sources: d6-s73 · 38:02:02 d6-s73 · 42:00:00 d6-s73 · 43:10:00 d6-s73 · 45:11:11

به زبانِ تو — Votre langue · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.