Lire Livre 6 Le Khwarezmshah (que Dieu ait pitié de lui) apercevant lors d'une procession un cheval des plus rares dans son cortège, et le cœur du Shah s'attachant à la beauté et à l'agilité de ce cheval, et Emad al-Molk refroidissant l'ardeur du Shah pour ce cheval, et le Shah préférant ses paroles à sa propre vue, comme le sage (que Dieu ait pitié de lui) a dit dans l'Ilahinameh : « Quand la langue est la jalousie, le maquignon te trouvera un Yusuf à l'aide d'un morceau de toile. » À cause de la jalousie des frères de Yusuf, tant de beauté fut dissimulée et apparut laide aux yeux des acheteurs que « ils en faisaient partie des indifférents. » Verset 3346

M6:3346 — بر هر آن عضوش که افکندی نظر / هر یکش خوشتر نمودی زان دگر

بر هر آن عضوش که افکندی نظرهر یکش خوشتر نمودی زان دگر
✦ Rendre ce beyt en Français

M6:3346

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — tiré de ses conférences enregistrées sur le Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بر هر عضوی از آن اسب که نظر می‌افکندی، هر یک از دیگری زیباتر و دلرباتر به نظر می‌رسید.

معنا: مولانا در این بیت، زیبایی وصف‌ناپذیر اسبی را به تصویر می‌کشد که هر جزء آن، از جزء دیگر دل‌فریب‌تر است و چشم بیننده را مبهوت می‌کند.

شرح

در این بیت، مولانا نه فقط از یک زیبایی صرفاً مادی، بلکه از جمالی سخن می‌گوید که ریشه در کمال الهی دارد و از آن سرچشمه می‌گیرد. اسبی که در این داستان توصیف می‌شود، فقط چابک و خوش‌هیئت نیست؛ بلکه خداوند صفاتی نادر و فراتر از ظاهر به آن بخشیده است. این «روح» و «تازندگی» که در توصیف آن اسب می‌آید، حکایت از جلوه‌ای دارد که از ساحت قدسی بر آن حیوان افکنده شده است.

شاه داستان، که خود مردی زیرک و نازک‌بین است و از دیدن زیبایی‌های دنیوی اشباع، در برابر این اسب مبهوت می‌شود. او درمی‌یابد که این اسب صرفاً یک حیوان نیست؛ بلکه حامل پیغامی از غیب است. این شگفتی او، نه از سرِ بی‌تجربگی، که از عمقِ فهم او از نادر بودنِ این زیبایی برمی‌خیزد. او خود را «سیر از دویست خورشید» می‌داند، اما با این حال، زیبایی این اسب، عقل او را به چالش می‌کشد و راه بر آن می‌زند. این یعنی مواجهه با زیبایی راستین، همیشه ما را به مرتبه‌ای بالاتر از فهم مادی می‌کشاند؛ از یک ادراک حسی به یک پرسش هستی‌شناختی و معنوی.

معنای این بیت را باید فراتر از توصیف اسب دید. مولانا در واقع می‌خواهد بگوید که در هستی، جلوه‌هایی از کمال و جمال وجود دارد که چنان خیره‌کننده و بی‌بدیل است که هر جزء آن، از جزء دیگر دلرباتر می‌نماید. این زیبایی، انسان را نه به سوی یک لذت آنی، بلکه به سوی تأمل در منبع و منشأ این زیبایی رهنمون می‌شود. این تجربه زیبایی‌شناختی، خود دریچه‌ای است به سوی عرفان و خودشناسی، که شاه داستان نیز به همین طریق به تامل در این راز می‌پردازد: «ماجرا چیست؟ اینجا چه سری است؟» این پرسش، دقیقا همان آغاز سلوک است.

نکات کلیدی

  • زیبایی حقیقی، جلوه‌ای از کمال الهی است که فراتر از ادراکات حسی می‌رود.
  • جلوه‌های نادر جمال الهی، عمیق‌ترین پرسش‌ها را در دل ناظر هوشیار برمی‌انگیزد.
  • ادراک زیبایی واقعی، پلی است از مشاهده مادی به تأمل هستی‌شناختی و معنوی.
  • این تجربه زیبایی‌شناختی، گشودن دریچه‌ای به سوی خودشناسی و آغاز سلوک است.
  • شگفتی شاه از زیبایی اسب، نشانه‌ای از اهلیت او برای دریافت پیام‌های غیبی است.

Sources: d6-s75 · 00:51:40 d6-s75 · 00:52:51

به زبانِ تو — Votre langue · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.