Lire Livre 6 Le départ des princes dans les royaumes de leur père après avoir fait leurs adieux au roi, et le roi répétant le testament au moment des adieux, jusqu'à la fin. Verset 3642

M6:3642 — آنکه عاشق نیست او در آب در / صورت خود بیند ای صاحب‌بصر

آنکه عاشق نیست او در آب درصورت خود بیند ای صاحب‌بصر
✦ Rendre ce beyt en Français

M6:3642

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — tiré de ses conférences enregistrées sur le Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن کس که عاشق نیست، در آب نگریستن، جز صورت خود را نمی‌بیند ای صاحب‌بصیرت. معنا: مولانا می‌گوید که کسی که در عشق نیست، وقتی به آینه‌ی جهان یا آب نگاه می‌کند، تنها خودخواهی و نفس خویش را می‌بیند، اما عارف یا عاشق، ورای خود به معشوق می‌نگرد.

شرح

این بیت، از ظریف‌ترین نکات مولانا در باب شناخت و معرفت است که حقیقت ادراک عاشقانه را در برابر ادراک خودبینانه قرار می‌دهد. بگذارید از تمثیل زلیخا آغاز کنم، آنچنان که در مثنوی آمده است. زلیخا برای آنکه یوسف را به خود مشغول کند، اتاقش را پر از نگاره‌های صورت خویش ساخت تا یوسف به هر سو که می‌نگرد، چهره‌ی زلیخا را ببیند؛ حتی اگر از سر شرم چشم بگرداند. این تمثیل، در نگاه اول، ممکن است فریبکارانه به نظر آید. اما مولانا با یک جهش بلند، آن را به پرده‌برداری از راز هستی پیوند می‌زند.

من می‌گویم که مولانا از این تمثیل برای توضیح یک حقیقت عمیق‌تر استفاده می‌کند: خداوند نیز این جهان را پر از صورت خویش کرده است، اما نه برای فریب، بلکه برای ظهور. جهان آینه‌ی جمال الهی است و آدمی، بزرگترین و شفاف‌ترین آینه‌ی او. این تعبیر عرفا، که «جهان آینه‌ی خداوند است»، در اینجا به اوج می‌رسد. به قول قرآن کریم، «اینما تولوا فثم وجه الله»؛ به هر سو که رو کنید، وجه خدا همانجاست. خدا رو و پشت ندارد؛ هرچه هست، حضور اوست. این عالمِ کثیر و پرصورت، در واقع تمثال خود اوست؛ نه فقط عکس و بازتابی از او، بلکه خود اوست که از روزنه‌های این هستی سر برآورده و خود را به ما می‌نمایاند.

حال، اینجاست که تفاوت میان عاشق و غیرعاشق آشکار می‌شود. مولانا می‌گوید، آنکه عاشق نیست، وقتی در آب یا در آینه نگاه می‌کند، تنها صورت خود را می‌بیند. این نگاه، نگاهی «خودبینانه» و اسیر «ایگو» است. چنین کسی در هر پدیده‌ای، تنها خود و خویشتن خویش را بازمی‌یابد و جهان را آینه‌ی خودپرستی خویش می‌سازد. به قول شاعر عرب که معشوق را در هر جرعه آب می‌دید، عاشق این‌گونه است؛ دنیا برایش پر از معشوق می‌شود. اما غیرعاشق، این غرقگی را در خویش می‌بیند، نه در غیر خویش.

مهمترین نقش عشق، رهایی آدمی از همین خودبینی است. عشق آدمی را از این «منِ» خودخواه نجات می‌دهد و او را در معشوق «فانی» می‌کند. وقتی صورت عاشق در معشوق فانی شود، دیگر چه چیزی را در آینه یا در آب خواهد دید؟ بی‌شک، معشوق را. او دیگر خود را نمی‌بیند؛ معشوق را می‌بیند و همه جا معشوق را مشاهده می‌کند. اینجاست که «حسن حق بینند اندر روی حور»، یعنی حتی در زیباترین صورت‌های حوریان بهشتی، چشم عاشق به خود زیبایی معشوق می‌افتد، نه فقط به صورت حور. خداوند «غیور» است؛ غیرت الهی نمی‌پذیرد که جز او، معشوقی راستین باشد و جز او، زیبایی مطلق وجود داشته باشد. این غیرت، شرکت‌سوز است و هرچه غیر اوست را می‌سوزاند و از میان برمی‌دارد تا تنها او بماند.

عشق کیمیاگر است. به قول مولانا: «دیو اگر عاشق شود هم گوی برد / جبرئیلی گشت و آن دیوی بمرد.» عشق، ذات آدمی را دگرگون می‌کند، ناخالصی‌ها و تاریکی‌ها را می‌سوزاند و آدمی را به مقام فرشته‌خویی می‌رساند. کسی که عاشق نیست، گرفتار «نخوت» و «ناموس» خویش است و عشق، طبیب همه‌ی این علت‌هاست. بنابراین، در نگاه مولانا، راه رهایی از این خودبینی و رسیدن به درک حقایق عالم، جز از طریق عشق ممکن نیست. این چشم را باید مالید تا «نور جلال» را در همه چیز دید؛ چشمی که با خودبینی مکدر شده باشد، جز خود را در آینه‌ی وجود نمی‌بیند.

نکات کلیدی

  • کسی که عاشق نیست، جهان را آینه‌ای برای انعکاس صورت خود (نفس و ایگو) می‌بیند.
  • عشق، آدمی را از «خودبینی» رها کرده و به «معشوق‌بینی» می‌رساند؛ جایی که فقط معشوق دیده می‌شود.
  • جهان، تمثال و مظهر حضور خداست؛ اما تنها چشم عاشق توان دیدن این حضور را دارد.
  • «غیرت» الهی اجازه نمی‌دهد جز زیبایی او، هیچ زیبایی دیگری مطلق تلقی شود؛ عشق نیز این شرکت را برمی‌تابد.
  • عشق، کیمیاگری است که «دیو» را به «جبرئیل» بدل می‌کند و ناخالصی‌های وجودی را می‌سوزاند.

Sources: d6-s80 · 01:00:09 d6-s80 · 01:02:04 d6-s80 · 01:18:02

به زبانِ تو — Votre langue · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.