Lire Livre 6 L'histoire du Sadar-e Jahan de Boukhara : quiconque demandait verbalement une aumône publique sans réserve en était privé, et ce derviche savant, par oubli, avidité excessive et précipitation, demanda verbalement dans le cortège du Sadar-e Jahan, qui lui tourna le dos. Et chaque jour, il inventait de nouvelles ruses, se déguisant parfois en femme sous un voile, parfois en aveugle, les yeux et le visage bandés, mais le Sadar le reconnaissait par son instinct, jusqu'à la fin. Verset 3834

M6:3834 — گفت لیکن تا نمردی ای عنود / از جناب من نبردی هیچ جود

گفت لیکن تا نمردی ای عنوداز جناب من نبردی هیچ جود
✦ Rendre ce beyt en Français

M6:3834

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — tiré de ses conférences enregistrées sur le Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن گفت که اما ای لجوج، تا نمردی، هیچ رحمتی و بخششی از جانب من نصیبت نمی‌شود. معنا: این بیت تأکید می‌کند که تا انسان از خودِ کاذب و هویّت ظاهری خود نگذرد و نمیرد، از عنایات و الطاف الهی بهره‌ای نخواهد برد.

شرح

این بیت، از قلبِ تعالیم عرفانی مولانا و همهٔ صوفیان برمی‌خیزد و بی‌پرده اعلام می‌کند که پیش‌شرطِ هرگونه دریافتِ جود و بخشایش الهی، «مردن» است. "تا نمردی، نبردی." این مرگ، بی‌هیچ شبهه‌ای، نه مرگ جسمانی است، بلکه مرگی است اختیاری و معنوی، مرگی که انسان پیش از فرارسیدنِ مرگ اجباریِ پایانِ عمر، به آن تن در می‌دهد.

من این را "مرگِ پیش از مرگ" می‌نامم، که ریشه در حدیث شریف نبوی «موتوا قبل ان تموتوا» دارد. یعنی: "بمیرید، پیش از آنکه بمیرید." مرگِ اول، مرگِ ارادی است؛ ترکِ "منیّت" و "هویّت کاذب" و "پندارهای غلط" دربارهٔ خویشتن است. آن منی که پیوسته در حال حیله‌گری و تدبیر برای خویش است، باید بمیرد. این "خودِ کاذب"، این از خودبیگانگی، باید از میان برود تا "خودِ حقیقی"، "جانِ اصیل"، فرصتِ زیستن بیابد. مولانا، با "ای عنود" خطاب کردنِ مخاطب، به صراحت از لجاجتِ انسان در چسبیدن به این "خودِ دروغین" سخن می‌گوید. این عناد، حجابی است میان ما و جودِ بی‌انتهای حق.

مولانا در ادامه، این نکته را با بیتی دیگر مستحکم‌تر می‌کند: «غیر مردن هیچ فرهنگ دگر / درنگیرد با خدا ای حیله‌گر». "فرهنگ" در اینجا به معنای "حیله" است. یعنی ای کسی که در پیِ چاره‌جویی و حیله‌ورزی برای دستیابی به مقاصد خویشی، بدان که تنها "حیله‌ای" که در پیشگاه الهی کارگر می‌افتد، "ترکِ حیله" است. همان جملهٔ معروف صوفیانه: «الحیلة ترک الحیلة». تا زمانی که "منی" باقی باشد که بخواهد "حیله‌ای" به کار گیرد، "خود" در میان است و جودِ الهی بر این نفسِ خودبین نمی‌بارد. این مرگ، مرگِ "منِ حیله‌گر" است.

این همان "خالی شدن" و "بی‌نیازی از خود" است که مولانا در داستان کودک حلوافروش و یا ماهی مرده در دریا مثال می‌آورد: تا کودک گریان نشود، دیگ رحمت نمی‌جوشد؛ آب دریا تنها مرده را بر سر می‌نهد، نه زنده‌ای که برای خود می‌کوشد. جودِ الهی بر قلبِ یکپارچه حاجت و تسلیم فرو می‌بارد؛ بر وجودی که از "خود" تهی شده و سراپا نیاز گشته است. این بیت، درسی بنیادین در معرفت نفس و سلوک الی الله است: "خود" را بمیران تا زندگیِ حقیقی را از او بستان.

نکات کلیدی

  • شرط دریافت جود الهی، «مردن اختیاری» و معنوی است، نه مرگ طبیعی.
  • مرگ اختیاری، یعنی رها کردن «خودِ کاذب»، «منیّت» و پندارهای غلط.
  • انسان «عنود» یا لجوج، کسی است که به «خودِ دروغین» خود چسبیده و مانع جود الهی می‌شود.
  • تنها «حیله‌ای» که در برابر خدا کارگر است، «ترکِ حیله» و تسلیم کامل است.
  • جود و رحمت الهی فقط بر قلبِ تهی از خود و سرشار از نیاز فرو می‌بارد.

Sources: d6-s86 · 19:08 d6-s86 · 19:50 d6-s86 · 21:24

به زبانِ تو — Votre langue · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.