Lire Livre 6 L'histoire de cet amant qui vint la nuit, espérant le rendez-vous de sa bien-aimée, dans la chambre qu'elle avait indiquée. Il attendit une partie de la nuit et s'endormit. La bien-aimée vint pour tenir sa promesse, le trouva endormi, lui remplit la poche de noix, le laissa endormi et repartit. Verset 620

M6:620 — بعد ازین این سوز را قبله کنم / زانکه شمعم  بسوزش روشنم

بعد ازین این سوز را قبله کنمزانکه شمعم  بسوزش روشنم
✦ Rendre ce beyt en Français

M6:620

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — tiré de ses conférences enregistrées sur le Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: از این پس این سوز و گداز را قبله خود می‌سازم، زیرا من چون شمعی هستم که با سوختنم روشنایی می‌یابم. معنا: بیت نشان می‌دهد که عاشق، رنج و سوز درونی خود را نه تنها می‌پذیرد، بلکه آن را به کانون توجه و جهت‌گیری معنوی خود تبدیل می‌کند، چرا که این سوختن مایه روشنایی و کمال اوست.

شرح

«بعد ازین این سوز را قبله کنم / زانکه شمعم بسوزش روشنم» این بیت، اعلام موضعی قاطع از سوی سالک است، نه شکایتی از درد، بلکه پذیرشی آگاهانه و حتی ستایشگرانه از آن. اینجا مولانا به ما می‌آموزد که رنج و سوزش درونی، نه بلاست که باید از آن گریخت، بلکه نیرویی است برای جهت‌گیری و کمال. این نقطه اوج پذیرش در سلوک است؛ جایی که درد به قبله تبدیل می‌شود.

من پیش‌تر اشاره کرده‌ام که از منظر اشعری، خداوند مالک مطلق است و هر تصرفی در ملک خویش روا دارد، بی‌آنکه ستمی بر او وارد آید: «خانه خود را همی‌سوزی، بسوز / کیست آن کس کو بگوید لا یجوز؟» این بیت نه فقط توجیهی برای عدل الهی، که بیانی از عمق تسلیم عاشق در برابر معشوق است. عاشق خود را در این فرآیند می‌بیند، جایی که سوختن او عین عمل الهی در ساحت وجود اوست. این خودفراموشی و تسلیمِ مستانه، نشان از عشقی دارد که بر عقل چیره گشته و حالتی مستانه می‌آفریند که در آن، سوزش نه تنها تحمل می‌شود، بلکه قبله قرار می‌گیرد. این دیگر سوختن بی‌اختیار نیست، بلکه سوختنی است که با تمام وجود پذیرفته می‌شود و به آن جهت داده می‌شود.

این «قبله ساختن سوز» نشان می‌دهد که مولانا از مقام صرف شکایت فراتر رفته است. در حالی که شنونده ممکن است ندای نی را شکایت بپندارد، مولانا خود تصریح می‌کند که «من نی‌ام شاکی، روایت می‌کنم.» در اینجا نیز، سوز شمع نه نشان ناتوانی یا بدبختی، بلکه نماد توانایی در روشنایی بخشیدن است. شمع با سوختن خود، هم خویش را روشن می‌کند و هم دیگران را. این سوختن، همان «سوز سبز»ی است که من پیش‌تر از آن گفته‌ام؛ سوختنی شرافتمندانه که به جای خاموشی، نور و حرکت می‌آفریند. این درد، دیگر به حزن آمیخته نیست، بلکه مقدمه طرب و پرواز روح است.

به بیان دیگر، سوختن در اینجا به مثابه یک ریاضت عاشقانه است. سالک خود را چون شمعی می‌بیند که از مستیِ سوختن خویش، روشنایی می‌گیرد. این نور، هم برای سالک مسیر را نمایان می‌سازد و هم راهنمای دیگران می‌شود. این همان دعوت به «کوی بی‌خوابان» است، جایی که عاشقان، چون پروانه، خود را به آتش عشق می‌افکنند. این سوختن، به جای فنا، حیات می‌بخشد و به جای ظلمت، روشنایی می‌آفریند.

نکات کلیدی

  • سوز و رنج درونی، نه بلا که قبله‌گاه و جهت‌گیری معنوی سالک است.
  • عاشق، خود را چون شمعی می‌بیند که از سوختن خویش هم نور می‌گیرد و هم دیگران را روشن می‌کند.
  • این بیت بیانگر تسلیم کامل در برابر مالکیت مطلق الهی است؛ هرچه معشوق کند، عین عدل و خواستن عاشق است.
  • تحول درد و رنج به منبع روشنایی و کمال، نشان از یک «سوز سبز» و سازنده است.
  • این پذیرش، سالک را فراتر از مقام شکایت یا حتی سپاسگزاری می‌برد و به اوج عشق و بی‌خودی می‌رساند.

Sources: d6-s14 · 00:36:02 d6-s14 · 00:38:36 d6-s14 · 00:39:50

به زبانِ تو — Votre langue · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.