Lire Livre 6 La requête de l'émir turc ivre à l'instrumentiste au moment de l'aube, et l'interprétation de ce hadith : « Allah (Exalté soit-Il) a préparé un vin pour Ses alliés ; quand ils le boivent, ils s'enivrent, et quand ils s'enivrent, ils se réjouissent », jusqu'à la fin du hadith. Le vin bouillonne dans la jarre des secrets ; pour que quiconque est détaché en boive. Allah (Exalté soit-Il) a dit : « Les pieux boivent. » Ce vin que tu bois est illicite ; nous ne buvons que du licite. « Efforce-toi de passer du non-être à l'être, et de t'enivrer du vin de Dieu. » Verset 666

M6:666 — انت وجهی لا عجب ان لا اراه / غایة القرب حجاب الاشتباه

انت وجهی لا عجب ان لا اراهغایة القرب حجاب الاشتباه
✦ Rendre ce beyt en Français

M6:666

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — tiré de ses conférences enregistrées sur le Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تو روی منی؛ عجیب نیست که تو را نمی‌بینم؛ نهایتِ قرب، حجابِ اشتباه و درهم‌آمیختگی است. معنا: این بیت بیانگر اوج نزدیکی عاشق به معشوق است، به حدی که حضور معشوق، چون چهرهٔ خودِ انسان، از شدت قرب، نادیدنی و اشتباه‌پذیر می‌شود. فاصلهٔ واقعی از میان برداشته شده و این نزدیکی مفرط، خود حجابی برای دیدن است.

شرح

مولانا اینجا به یکی از عمیق‌ترین پارادوکس‌های عرفانی اشاره می‌کند: اینکه کثرت قرب، عین حجاب می‌شود. انسان هرگز چهرهٔ خویش را بی‌واسطه نمی‌بیند؛ برای دیدن آن محتاج آینه است. معشوق نیز، چونان چهرهٔ عاشق، به دلیل یگانگی و شدتِ نزدیکی، از چشم او پنهان می‌ماند.

این نادیدنی بودن ناشی از غیبت نیست، بلکه برآمده از فرط حضور و استحاله است. مولانا همین معنا را در بیت پس از آن تأکید می‌کند: «انت عقلی لا عجب ان لم ارک» (تو عقل منی، پس عجیب نیست که تو را نمی‌بینم)، چرا که عقل نیز درک‌شدنی است، نه دیدنی. اینجا مرز میان دیدن و درک کردن، مشاهده و استغراق، به هم می‌ریزد. عاشق و معشوق چنان در هم تنیده‌اند که تفکیک و تمایزشان برای رؤیت، ناممکن می‌شود.

این قرب، فراتر از قرب مکانی و حتی نفسی است. مولانا در ادامهٔ این ابیات، از زبان مطرب، به کلام الهی در قرآن اشاره می‌کند: «جئت اقرب انت من حبل الورید» (تو از رگ گردن به من نزدیک‌تری). این تعبیر قرآنی (ق 50:16) نه تنها به معنای احاطه و آگاهی خداوند است، بلکه برای مولانا اوج نزدیکی وجودی را نیز ترسیم می‌کند. آنجا که معشوق از رگ گردن نزدیک‌تر است، پس فراخواندن او با «یا»، که برای ندای دور است، یک حیلهٔ عاشقانه می‌شود. مولانا خود در ابیات بعدی، دلیل این «یا» گفتن را چنین توضیح می‌دهد: «بل اغلّطهم انادی فی القفار / کی اکتم من معی من من اغار» (بلکه آنان را به غلط می‌افکنم و در بیابان‌ها ندا می‌دهم، تا آن که با من است را از کسانی که بر او غیرت می‌ورزند، پنهان کنم).

این «غیرت»، جلوه‌ای از عشق است که نمی‌خواهد معشوق از دسترس اغیار، یا کسانی که ظرفیت درک این قرب را ندارند، آشکار شود. این همان غیرتی است که سعدی نیز در غزل معروف خود به آن اشاره می‌کند: «دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست / تا ندانند حریفان که تو منظور منی». مولانا و سعدی، گرچه در ژانر و مقام متفاوتی سخن می‌گویند – مولانا اهل پرواز در آسمان معنا و سعدی بر زمین حکمت و سیاست – اما گاهی در بیان ظرایف عشق، به هم نزدیک می‌شوند. حافظ نیز در مطلع دیوان خود، از «الا یا ایها الساقی ادر کأساً و ناولها» سخن می‌گوید، که خود وام‌گرفته از دیوان شمس است، و گواه بر ساقی‌ای است که در عین حضور، پنهان و نادیدنی است. اینها همه نشان از یک حقیقت واحد در عالم عشق دارد: نهایت قرب، گاهی لباس غیبت بر تن می‌کند و خود حجاب می‌شود.

نکات کلیدی

  • قرب و یگانگی افراطی، خود می‌تواند حجابی برای ادراک مستقیم باشد، نه غیبت معشوق.
  • معشوق، چون چهرهٔ خودِ عاشق یا عقل او، نادیدنی اما حضوری فراگیر دارد.
  • نزدیکی معشوق تا حدی است که «یا» گفتن برای او، یک حیلهٔ عاشقانه برای پنهان کردن این قرب از اغیار است.
  • این پارادوکس در بسیاری از متون عرفانی و حتی شعر کلاسیک فارسی منعکس شده است.

Sources: d6-s15 · 00:51:28 d6-s15 · 00:58:50

به زبانِ تو — Votre langue · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.