Dîvân de Shams Ghazal 1037 Distique 2 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۰۳۷

  1. از دلشده زار چو زاری بشنیدند از خاک برآمد به تماشا گل و گلزار

G1037:2

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 گیرم که بود میر تو را زر به خروار·رخساره چون زر ز کجا یابد زردار
  2. 2 از دلشده زار چو زاری بشنیدند·از خاک برآمد به تماشا گل و گلزار
  3. 3 هین جامه بکن زود در این حوض فرورو·تا بازرهی از سر و از غصه دستار
  4. 4 ما نیز چو تو منکر این غلغله بودیم·گشتیم به یک غمزه چنین سغبه دلدار
  5. 5 تا کی شکنی عاشق خود را تو ز غیرت·هل تا دو سه ناله بکند این دل بیمار
  6. 6 نی نی مهلش زانک از آن ناله زارش·نی خلق زمین ماند و نی چرخه دوار
  7. 7 امروز عجب نیست اگر فاش نگردد·آن عالم مستور به دستوری ستار
  8. 8 باز این دل دیوانه ز زنجیر برون جست·بدرید گریبان خود از عشق دگربار
  9. 9 خامش که اشارت ز شه عشق چنین است·کز صبر گلوی دل و جان گیر و بیفشار

ganjoor: sh1037 · public domain