Dîvân de Shams› Ghazal 106› Distique 8 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۰۶
- دلیل آنک زاده عقل کلیم ندایش میرسد کای جان بابا
G106:8
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 مرا حلوا هوس کردست حلوا·میفکن وعده حلوا به فردا
- 2 دل و جانم بدان حلواست پیوست·که صوفی را صفا آرد نه صفرا
- 3 زهی حلوای گرم و چرب و شیرین·که هر دم میرسد بویش ز بالا
- 4 دهانی بسته حلوا خور چو انجیر·ز دل خور هیچ دست و لب میالا
- 5 از آن دستست این حلوا از آن دست·بخور زان دست ای بیدست و بیپا
- 6 دمی با مصطفا و کاسه باشیم·که او می خورد از آن جا شیر و خرما
- 7 از آن خرما که مریم را ندا کرد·کلی و اشربی و قری عینا
- 8 دلیل آنک زاده عقل کلیم·ندایش میرسد کای جان بابا
- 9 همیخواند که فرزندان بیایید·که خوان آراستهست و یار تنها
ganjoor: sh106 · public domain