Dîvân de Shams Ghazal 1075 Distique 2 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۰۷۵

  1. هر مخنث از کجا و ناز معشوق از کجا‌؟ طفلک نوزاد را با بادهٔ حمرا چه کار‌؟

G1075:2

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 آینه‌یْ چینی تو را با زنگی اعشیٰ چه کار‌؟·کرّ مادرزاد را با نالهٔ سرنا چه کار‌؟
  2. 2 هر مخنث از کجا و ناز معشوق از کجا‌؟·طفلک نوزاد را با بادهٔ حمرا چه کار‌؟
  3. 3 دست زهره در حنا‌، او کی سلحشوری کند‌؟·مرغ خاکی را به موج و غرهٔ دریا چه کار‌؟
  4. 4 بر سر چرخی که عیسی از بلندی بو نبرد·مر خرش را ای مسلمانان بر آن بالا چه کار‌؟
  5. 5 قوم رندانیم در کنج خرابات فنا·خواجه! ما را با جهاز و مخزن و کالا چه کار‌؟
  6. 6 صد هزاران ساله از دیوانگی بگذشته‌ایم·چون تو افلاطون عقلی‌، رو‌، تو را با ما چه کار‌؟
  7. 7 با چنین عقل و دل آیی سوی قطّاعان راه·تاجر ترسنده را اندر چنین غوغا چه کار‌؟
  8. 8 زخم شمشیر‌ست اینجا زخم زوبین هر طرف·جمع خاتونان‌ِ نازک‌ساق‌ِ رعنا را چه کار‌؟
  9. 9 رُستمان امروز اندر خون خود غلطان شدند·زالکان پیر را با قامت دوتا چه کار‌؟
  10. 10 عاشقان را منبلان دان زخم‌خوار و زخم‌دوست·عاشقانِ عافیت را با چنین سودا چه کار‌؟
  11. 11 عاشقان بوالعجب تا کشته‌تر خود زنده‌تر·در جهان عشق باقی مرگ را حاشا چه کار‌؟
  12. 12 وانگهی این مست عشق اندر هوای شمس دین·رفته تبریز و شنیده‌، رو‌، تو را آنجا چه کار‌؟
  13. 13 از ورای هر دو عالم بانگ آید روح را·پس تو را با شمس دین باقی اعلا چه کار‌؟

ganjoor: sh1075 · public domain