Dîvân de Shams Ghazal 1302 Distique 8 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۳۰۲

  1. مطرب عارفان بیا، مست شدند عارفان زود بگو رباعیی، پیش درآ، بگیر دف

G1302:8

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 ما دو سه مست خلوتی، جمع شدیم این طرف·چون شتران رو به رو، پوز نهاده در علف
  2. 2 هر طرفی همی رسد، مست و خراب جوق جوق·چون شتران مست‌لب، سست فکنده، کرده کف
  3. 3 خوش بخورید کاشتران ره نبرند سوی ما·زآنک به وادی اندرند، ما سر کوه بر شرف
  4. 4 گر چه درازگردنند، تا سر کوه کی رسند؟·ور چه که عف‌عفی کنند، غم نخوریم ما ز عف
  5. 5 بحر اگر شود جهان، کشتی نوح اندریم·کشتی نوح کی بوَد، سخرهٔ آفت و تلف؟
  6. 6 جمله جهان‌پرست غم، در پیِ منصب و درم·ما خوش و نوش و محترم، مست خرف در این کنف
  7. 7 کان زمردیم ما، آفت چشم مار غم·آنک اسیر غم بود، حصه اوست وا اَسَف
  8. 8 مطرب عارفان بیا، مست شدند عارفان·زود بگو رباعیی، پیش درآ، بگیر دف
  9. 9 باد به بیشه درفکن، بر سر هر درخت زن·تا که شوند سرفشان، شاخ درخت صف به صف
  10. 10 ابله اگر زنخ زند، تو ره عشق گم مکن·عشق، حیاتِ جان بوَد، مرده بوَد دگر حرف
  11. 11 چون غزلی به سر بری، مدحت شمس دین بگو·از تبریز یاد کن، کوری خصم ناخلف

ganjoor: sh1302 · public domain