Dîvân de Shams› Ghazal 146› Distique 4 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۴۶
- وارهان این جان ما را تو به رطلی می از آنک خون چکید از بینی و چشمِ دلِ آونگ ما
G146:4
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 در صفای باده بنما ساقیا تو رنگ ما·محومان کن تا رهد هر دو جهان از ننگ ما
- 2 بادِ باده برگمار از لطف خود تا برپرد·در هوا ما را که تا خفّت پذیرد سنگ ما
- 3 بر کمیت می تو جان را کن سوار ِراه عشق·تا چو یک گامی بود بر ما دو صد فرسنگ ما
- 4 وارهان این جان ما را تو به رطلی می از آنک·خون چکید از بینی و چشمِ دلِ آونگ ما
- 5 ساقیا تو تیزتر رو این نمیبینی که بس ؟·میدود اندر عقبْ اندیشههای لنگِ ما ؟
- 6 در طرب اندیشهها خرسنگ باشد جانگداز·از میانِ راه برگیرید این خرسنگِ ما
- 7 در نوای عشق شمس الدین تبریزی بزن·مطرب تبریز در پرده عشاقی چنگ ما
ganjoor: sh146 · public domain