Dîvân de Shams› Ghazal 1503› Distique 4 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۵۰۳
- بسی بیدیده را سرمه کشیدم بسی بیعقل را استاد کردم
G1503:4
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 غلامم خواجه را آزاد کردم·منم کاستاد را استاد کردم
- 2 منم آن جان که دی زادم ز عالم·جهان کهنه را بنیاد کردم
- 3 منم مومی که دعوی من این است·که من پولاد را پولاد کردم
- 4 بسی بیدیده را سرمه کشیدم·بسی بیعقل را استاد کردم
- 5 منم ابر سیه اندر شب غم·که روز عید را دلشاد کردم
- 6 عجب خاکم که من از آتش عشق·دماغ چرخ را پرباد کردم
- 7 ز شادی دوش آن سلطان نخفتهست·که من بنده مر او را یاد کردم
- 8 ملامت نیست چون مستم تو کردی·اگر من فاشم و بیداد کردم
- 9 خمش کن کآینه زنگار گیرد·چو بر وی دم زدم فریاد کردم
ganjoor: sh1503 · public domain