Dîvân de Shams Ghazal 1560 Distique 2 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۵۶۰

  1. گه باروی چرخ رخنه کردم گه سکه آفتاب سودم

G1560:2

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 تا عشق تو سوخت همچو عودم·یک عقده نماند از وجودم
  2. 2 گه باروی چرخ رخنه کردم·گه سکه آفتاب سودم
  3. 3 چون مه پی آفتاب رفتم·گه کاهیدم گهی فزودم
  4. 4 از تو دل من نمی‌شکیبد·صد بار منش بیازمودم
  5. 5 این بخشش توست زور من نیست·گر حلقه سیم درربودم
  6. 6 گر دشمن چاشتم خفاشم·ور منکر احمدم جهودم
  7. 7 تفهیم تو تیز کرد گوشم·کان راز شریف را شنودم
  8. 8 سیل آمد و برد خفتگان را·من تشنه بدم نمی‌غنودم
  9. 9 صیقل گر سینه امر کن بود·گر من ز کسل نمی‌زدودم
  10. 10 توفیر شد از مکارم تو·هر تقصیری که من نمودم
  11. 11 من جود چرا کنم به جلدی·کز جود تو مو به موی جودم
  12. 12 از عشق تو بر فراز عرشم·گر بالایم وگر فرودم
  13. 13 از فضل تو است اگر ضحوکم·از رشک تو است اگر حسودم
  14. 14 بس کردم ذکر شمس تبریز·ای عالم سر تار و پودم

ganjoor: sh1560 · public domain