Dîvân de Shams Ghazal 1639 Distique 9 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۶۳۹

  1. همچو فرزند که اندر بر مادر میرد در بر رحمت و بخشایش رحمان میرم

G1639:9

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 ای خوشا روز که پیش چو تو سلطان میرم·پیش کان شکر تو شکرافشان میرم
  2. 2 صد هزاران گل صدبرگ ز خاکم روید·چونک در سایه آن سرو گلستان میرم
  3. 3 ای بسا دست که خایند حریصان حیات·چونک در پای تو من دست فشانان میرم
  4. 4 شربت مرگ چو اندر قدح من ریزی·بر قدح بوسه دهم مست و خرامان میرم
  5. 5 چون به بوی خوش یک سیب تو موسی جان داد·پس عجب نیست کز آسیب تو چون جان میرم
  6. 6 چون خزان از خبر مرگ اگر زرد شوم·چون بهار از لب خندان تو خندان میرم
  7. 7 بارها مردم من وز دم تو زنده شدم·گر بمیرم ز تو صد بار بدان سان میرم
  8. 8 من پراکنده بدم خاک بدم جمع شدم·پیش جمع تو نشاید که پریشان میرم
  9. 9 همچو فرزند که اندر بر مادر میرد·در بر رحمت و بخشایش رحمان میرم
  10. 10 چه حدیث است کجا مرگ بود عاشق را·این محالست که در چشمه حیوان میرم
  11. 11 شمس تبریز کسانی که به تو زنده نیند·سوی تو زنده شوم از سوی ایشان میرم

ganjoor: sh1639 · public domain