Dîvân de Shams› Ghazal 165› Distique 7 ← précédent
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۶۵
- نگران شدم بدان سو که تو کردهای مرا خو که روانه باد آن جو که روانه شد ز دریا
G165:7
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 اگر آن میی که خوردی به سحر نبود گیرا·بستان ز من شرابی که قیامت است حقا
- 2 چه تفرج و تماشا که رسد ز جام اول·دومش نعوذبالله چه کنم صفت سوم را
- 3 غم و مصلحت نمانَد همه را فرو دَرانَد·پس از آن خدای داند که کجا کشد تماشا
- 4 تو اسیر بو و رنگی به مثال نقش سنگی·بجهی چو آب چشمه ز درون سنگ خارا
- 5 بده آن می رواقی هله ای کریم ساقی·چو چنان شوم بگویم سخن تو بیمحابا
- 6 قدحی گران به من ده به غلام خویشتن ده·بنگر که از خمارت نگران شدم به بالا
- 7 نگران شدم بدان سو که تو کردهای مرا خو·که روانه باد آن جو که روانه شد ز دریا
ganjoor: sh165 · public domain