Dîvân de Shams Ghazal 1662 Distique 9 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۶۶۲

  1. جان‌ها بر بام تن صف صف زدند کان قباد صف شکن می آیدم

G1662:9

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 بوی آن خوب ختن می آیدم·بوی یار سیمتن می آیدم
  2. 2 می رسد در گوش بانگ بلبلان·بوی باغ و یاسمن می آیدم
  3. 3 درد چون آبستنان می گیردم·طفل جان اندر چمن می آیدم
  4. 4 بوی زلف مشکبار روح قدس·همچو جان اندر بدن می آیدم
  5. 5 یوسفم افتاده در چاه فراق·از شه مصر آن رسن می آیدم
  6. 6 من شهید عشقم و پرخون کفن·خونبها اندر کفن می آیدم
  7. 7 بر سرم نه آن کلاه خسروی·کان چنان شیرین ذقن می آیدم
  8. 8 سر نهادم همچو شمع اندر لگن·سر نگر کاندر لگن می آیدم
  9. 9 جان‌ها بر بام تن صف صف زدند·کان قباد صف شکن می آیدم
  10. 10 گوییا آن چنگ عشرت ساز یافت·تا نوای تن تنن می آیدم
  11. 11 گوییا ساقی جان بر کار شد·تا چنین می در دهن می آیدم
  12. 12 یا ز شعشاع عقیق احمدی·بوی رحمان از یمن می آیدم
  13. 13 یا ز بوی شمس تبریزی ز عشق·نعره‌ها بی‌خویشتن می آیدم

ganjoor: sh1662 · public domain