Dîvân de Shams Ghazal 1718 Distique 2 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۷۱۸

  1. ترش نگردم از آنک از تو همه شکرم گریه نصیب تن است من گهر جانیم

G1718:2

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 ای تو ترش کرده رو تا که بترسانیم·بسته شکرخنده را تا که بگریانیم
  2. 2 ترش نگردم از آنک از تو همه شکرم·گریه نصیب تن است من گهر جانیم
  3. 3 در دل آتش روم تازه و خندان شوم·همچو زر سرخ از آنک جمله زر کانیم
  4. 4 در دل آتش اگر غیر تو را بنگرم·دار مرا سنگسار ز آنچ من ارزانیم
  5. 5 هیچ نشینم به عیش هیچ نخیزم به پا·جز تو که برداریم جز تو که بنشانیم
  6. 6 این دل من صورتی گشت و به من بنگرید·بوسه همی‌داد دل بر سر و پیشانیم
  7. 7 گفتم ای دل بگو خیر بود حال چیست·تو نه که نوری همه من نه که ظلمانیم
  8. 8 ور تو منی من توام خیرگی از خود ز چیست·مست بخندید و گفت دل که نمی‌دانیم
  9. 9 رو مطلب تو محال نیست زبان را مجال·سوره کهفم که تو خفته فروخوانیم
  10. 10 زود برو درفتاد صورت من پیش دل·گفت بگو راست ای صادق ربانیم
  11. 11 گفت که این حیرت از منظر شمس حق است·مفخر تبریزیان آنک در او فانیم

ganjoor: sh1718 · public domain