Dîvân de Shams Ghazal 1758 Distique 3 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۷۵۸

  1. می‌گریزی ز من که نادانم یا بیامیز یا بیاموزم

G1758:3

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 در وصالت چه را بیاموزم·در فراقت چه را بیاموزم
  2. 2 یا تو با درد من بیامیزی·یا من از تو دوا بیاموزم
  3. 3 می‌گریزی ز من که نادانم·یا بیامیز یا بیاموزم
  4. 4 پیش از این ناز و خشم می‌کردم·تا من از تو جدا بیاموزم
  5. 5 چون خدا با تو است در شب و روز·بعد از این از خدا بیاموزم
  6. 6 در فراقت سزای خود دیدم·چون بدیدم سزا بیاموزم
  7. 7 خاک پای تو را به دست آرم·تا از او کیمیا بیاموزم
  8. 8 آفتاب تو را شوم ذرّه·معنی‌والضحی بیاموزم
  9. 9 کهربای تو را شوم کاهی·جذبهٔ کهربا بیاموزم
  10. 10 از دو عالم دو دیده بردوزم·این من از مصطفی بیاموزم
  11. 11 سِرّ مازاغ و ماطغی را من·جز از او از کجا بیاموزم
  12. 12 در هوایش طواف سازم تا·چون فلک در هوا بیاموزم
  13. 13 بند هستی فروگشادم تا·همچو مه بی‌قبا بیاموزم
  14. 14 همچو ماهی زره ز خود سازم·تا به بحر آشنا بیاموزم
  15. 15 همچو دل خون خورم که تا چون دل·سیر بی‌دست و پا بیاموزم
  16. 16 در وفا نیست کس تمام استاد·پس وفا از وفا بیاموزم
  17. 17 ختمش این شد که خوش‌ لقای منی·از تو خوش خوش‌ لقا بیاموزم

ganjoor: sh1758 · public domain