Dîvân de Shams› Ghazal 1787› Distique 3 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۷۸۷
- آدم دگربار آمده بر تخت دین تکیه زده در سجده شکر آمده سرهای نحن الصافون
G1787:3
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 گر آخر آمد عشق تو گردد ز اولها فزون·بنوشت توقیعت خدا کالآخرون السابقون
- 2 زرین شده طغرای او ز انا فتحناهای او·سر کرده صورتهای او از بحر جان آبگون
- 3 آدم دگربار آمده بر تخت دین تکیه زده·در سجده شکر آمده سرهای نحن الصافون
- 4 رستم که باشد در جهان در پیش صف عاشقان·شبدیز می رانند خوش هر روز در دریای خون
- 5 هر سو دو صد ببریده سر در بحر خون زان کر و فر·رقصان و خندان چون شکر ز انا الیه راجعون
- 6 گر سایه عاشق فتد بر کوه سنگین برجهد·نه چرخ صدقها زند تو منکری نک آزمون
- 7 بر کوه زد اشراق او بشنو تو چاقاچاق او·خود کوه مسکین که بود آن جا که شد موسی زبون
- 8 خود پیش موسی آسمان باشد کمینه نردبان·کو آسمان کو ریسمان کو جان کو دنیای دون
- 9 تن را تو مشتی کاه دان در زیر او دریای جان·گرچه ز بیرون ذرهای صد آفتابی از درون
- 10 خورشیدی و زرین طبق دیگ تو را پخته است حق·مطلوب بودی در سبق طالب شدستی تو کنون
- 11 او پار کشتی کاشته امسال برگ افراشته·سر از زمین برداشته بر خویش می خواند فسون
- 12 جان مست گشت از کاس او ای شاد کاس و طاس او·طاسی که بهر سجدهاش شد طشت گردون سرنگون
- 13 ای شمس تبریز از کرم ای رشک فردوس و ارم·تا چنگ اندر من زدی در عشق گشتم ارغنون
ganjoor: sh1787 · public domain