Dîvân de Shams Ghazal 1828 Distique 4 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۸۲۸

  1. اشتر مست کف کند هر چه بود تلف کند لیک نداند اشتری لذت نوشخوار من

G1828:4

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 باز نگار می کشد چون شتران مهار من·یارکشی است کار او بارکشی است کار من
  2. 2 پیش رو قطارها کرد مرا و می کشد·آن شتران مست را جمله در این قطار من
  3. 3 اشتر مست او منم خارپرست او منم·گاه کشد مهار من گاه شود سوار من
  4. 4 اشتر مست کف کند هر چه بود تلف کند·لیک نداند اشتری لذت نوشخوار من
  5. 5 راست چو کف برآورم بر کف او کف افکنم·کف چو به کف او رسد جوش کند بخار من
  6. 6 کار کنم چو کهتران بار کشم چو اشتران·بار کی می کشم ببین عزت کار و بار من
  7. 7 نرگس او ز خون من چون شکند خمار خود·صبر و قرار او برد صبر من و قرار من
  8. 8 گشته خیال روی او قبله نور چشم من·وان سخنان چون زرش حلقه گوشوار من
  9. 9 باغ و بهار را بگو لاف خوشی چه می زنی·من بنمایمت خوشی چون برسد بهار من
  10. 10 می چو خوری بگو به می بر سر من چه می زنی·در سر خود ندیده‌ای باده بی‌خمار من
  11. 11 باز سپیدی و برو میر شکار را بگو·هر دو مرا توی بلی میر من و شکار من
  12. 12 مطلع این غزل شتر بود از آن دراز شد·ز اشتر کوتهی مجو ای شه هوشیار من

ganjoor: sh1828 · public domain