Dîvân de Shams Ghazal 1830 Distique 2 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۸۳۰

  1. ذره به ذره چون گهر از تف آفتاب تو دل شده‌ است سر به سر آب و گل گران من

G1830:2

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 تا تو حریف من شدی ای مه دلستان من·همچو چراغ می جهد نور دل از دهان من
  2. 2 ذره به ذره چون گهر از تف آفتاب تو·دل شده‌ است سر به سر آب و گل گران من
  3. 3 پیشتر آ دمی بنه آن بر و سینه بر برم·گرچه که در یگانگی جان تو است جان من
  4. 4 در عجبی فتم که این سایه کیست بر سرم·فضل توام ندا زند کان من است آن من
  5. 5 از تو جهان پربلا همچو بهشت شد مرا·تا چه شود ز لطف تو صورت آن جهان من
  6. 6 تاج من است دست تو چون بنهیش بر سرم·طره توست چون کمر بسته بر این میان من
  7. 7 عشق برید کیسه‌ام گفتم هی چه می کنی·گفت تو را نه بس بود نعمت بی‌کران من
  8. 8 برگ نداشتم دلم می لرزید برگ وش·گفت مترس کآمدی در حرم امان من
  9. 9 در برت آن چنان کشم کز بر و برگ وارهی·تا همه شب نظر کنی پیش طرب کنان من
  10. 10 بر تو زنم یگانه‌ای مست ابد کنم تو را·تا که یقین شود تو را عشرت جاودان من
  11. 11 سینه چو بوستان کند دمدمه بهار من·روی چو گلستان کند خمر چو ارغوان من

ganjoor: sh1830 · public domain