Dîvân de Shams› Ghazal 191› Distique 3 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۹۱
- ای رویت از قمر به آن رو به روی من نه تا بنده دیده باشد صد دولت ابد را
G191:3
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 بیدار کن طرب را بر من بزن تو خود را·چشمی چنین بگردان کوری چشم بد را
- 2 خود را بزن تو بر من اینست زنده کردن·بر مرده زن چو عیسی افسون معتمد را
- 3 ای رویت از قمر به آن رو به روی من نه·تا بنده دیده باشد صد دولت ابد را
- 4 در واقعه بدیدم کز قند تو چشیدم·با آن نشان که گفتی این بوسه نام زد را
- 5 جان فرشته بودی یا رب چه گشته بودی·کز چهره مینمودی لم یتخذ ولد را
- 6 چون دست تو کشیدم صورت دگر ندیدم·بی هوشیی بدیدم گم کرده مر خرد را
- 7 جام چو نار درده بیرحم وار درده·تا گم شوم ندانم خود را و نیک و بد را
- 8 این بار جام پر کن لیکن تمام پر کن·تا چشم سیر گردد یک سو نهد حسد را
- 9 درده میی ز بالا در لا اله الا·تا روح اله بیند ویران کند جسد را
- 10 از قالب نمدوش رفت آینه خرد خوش·چندانک خواهی اکنون میزن تو این نمد را
ganjoor: sh191 · public domain