Dîvân de Shams› Ghazal 1978› Distique 8 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۹۷۸
- مطربا گرچه نیی عاشق مشو از ما ملول عشق شمس الدین کند مر جانت را چون یاسمن
G1978:8
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 ایها الساقی ادر کأس الحمیا نصف من·ان عشقی مثل خمر ان جسمی مثل دن
- 2 مطربا نرمک بزن تا روح بازآید به تن·چون زنی بر نام شمس الدین تبریزی بزن
- 3 نام شمس الدین به گوشت بهتر است از جسم و جان·نام شمس الدین چو شمع و جان بنده چون لگن
- 4 مطربا بهر خدا تو غیر شمس الدین مگو·بر تن و جان وصف او بنواز تن تن تن تنن
- 5 نام شمس الدین چو شمعی همچو پروانه بسوز·پیش آن چوگان نامش گوی جان را درفکن
- 6 تا شود این جان تو رقاص سوی آسمان·تا شود این جان پاکت پرده سوز و گام زن
- 7 شمس دین و شمس دین و شمس دین می گو و بس·تا ببینی مردگان رقصان شده اندر کفن
- 8 مطربا گرچه نیی عاشق مشو از ما ملول·عشق شمس الدین کند مر جانت را چون یاسمن
- 9 یک شبی تا روز دف را تو بزن بر نام او·کز جمال یوسفی دف تو شد چون پیرهن
- 10 ناگهان آن گلرخم از گلستان سر برزند·پیش آن گل محو گردد گلستانهای چمن
- 11 لالهها دستک زنان و یاسمین رقصان شده·سوسنک مستک شده گوید چه باشد خود سمن
- 12 خارها خندان شده بر گل بجسته برتری·سنگها تابان شده با لعل گوید ما و من
ganjoor: sh1978 · public domain