Dîvân de Shams› Ghazal 198› Distique 5 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۹۸
- دل از سخن پر آمد و امکان گفت نیست ای جان صوفیان بگشا لب به ماجرا
G198:5
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 ای صوفیان عشق بدرید خرقهها·صد جامه ضرب کرد گل از لذت صبا
- 2 کز یار دور ماند و گرفتار خار شد·زین هر دو درد رست گل از امر ایتیا
- 3 از غیب رو نمود صلایی زد و برفت·کاین راه کوتهست گرت نیست پا روا
- 4 من هم خموش کردم و رفتم عقیب گل·از من سلام و خدمت ریحان و لاله را
- 5 دل از سخن پر آمد و امکان گفت نیست·ای جان صوفیان بگشا لب به ماجرا
- 6 زان حالها بگو که هنوز آن نیامدهست·چون خوی صوفیان نبود ذکر مامضی
ganjoor: sh198 · public domain