Dîvân de Shams Ghazal 1983 Distique 5 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۹۸۳

  1. چو مرا بر سر پا دید به سر کرد اشارت که رسید آنچ تو خواهی هله ایمن شو و بنشین

G1983:5

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 به خدا میل ندارم نه به چرب و نه به شیرین·نه بدان کیسه پرزر نه بدین کاسه زرین
  2. 2 بکشی اهل زمین را به فلک بانگ زند مه·که زهی جود و سماحت عجبا قدرت و تمکین
  3. 3 چو خیال تو بتابد چو مه چارده بر من·بگزد ساعد و اصبع ز حسد زهره و پروین
  4. 4 هله المنه لله که بدین ملک رسیدم·همه حق بود که می گفت مرا عشق تو پیشین
  5. 5 چو مرا بر سر پا دید به سر کرد اشارت·که رسید آنچ تو خواهی هله ایمن شو و بنشین
  6. 6 همه خلق از سر مستی ز طرب سجده کنانش·بره و گرگ به هم خوش نه حسد در دل و نی کین
  7. 7 نشناسند ز مستی ره ده از ره خانه·نشناسند که مردیم عجب یا گل رنگین
  8. 8 قدح اندر کف و خیره چه کنم من عجب این را·بخورم یا که ببخشم تو بگو ای شه شیرین
  9. 9 تو بخور چه بود بخشش هله که دور تو آمد·هله خوردم هله خوردم چو منم پیش تو تعیین
  10. 10 تو خور این باده عرشی که اگر یک قدح از وی·بنهی بر کف مرده بدهد پاسخ تلقین

ganjoor: sh1983 · public domain