Dîvân de Shams› Ghazal 1998› Distique 3 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۹۹۸
- گفتم ای نی تو چنین زار چرا می نالی گفت خوردم دم او شرط بود نالیدن
G1998:3
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 به خدا گل ز تو آموخت شکر خندیدن·به خدا که ز تو آموخت کمر بندیدن
- 2 به خدا چرخ همان دید که من دیدستم·ور نه دیدی ز چه بودیش به سر گردیدن
- 3 گفتم ای نی تو چنین زار چرا می نالی·گفت خوردم دم او شرط بود نالیدن
- 4 گفتم ای ماه نو این جمله گداز تو ز چیست·گفت کاهش دهدم فایده بالیدن
- 5 فایده زفت شدن در کمی و کاستن است·از پی خرج بود مکسبهها ورزیدن
- 6 پر پروانه پی درک تف شمع بود·چونک آن یافت نخواهد پر و دریازیدن
- 7 در فنا جلوه شود فایده هستیها·پس نباید ز بلا گریه و درچغزیدن
- 8 پس خمش باش همیخور ز کمانهاش خدنگ·چون هنر در کمیت خواهد افزاییدن
ganjoor: sh1998 · public domain