Dîvân de Shams Ghazal 1999 Distique 3 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۹۹۹

  1. نظر رحم بکن بر من و بیچارگیم جز تو ار چاره گری هست مرا چاره مکن

G1999:3

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 مکن ای دوست ز جور این دلم آواره مکن·جان پی پاره بگیر و جگرم پاره مکن
  2. 2 مر تو را عاشق دل داده و غمخوار بسی است·جان و سر قصد سر این دل غمخواره مکن
  3. 3 نظر رحم بکن بر من و بیچارگیم·جز تو ار چاره گری هست مرا چاره مکن
  4. 4 پیش آتشکده عشق تو دل شیشه گر است·دل خود بر دل چون شیشه من خاره مکن
  5. 5 هر دمی هجر ستمکار تو دم می دهدم·هر دمم دم ده بی‌باک ستمکاره مکن
  6. 6 تن پربند چو گهواره و دل چون طفل است·در کنارش کش و وابسته گهواره مکن
  7. 7 پیش خورشید رخت جان مرا رقصان دار·همچو شب جان مرا بند هر استاره مکن
  8. 8 ز دغل عالم غدار دو صد سر دارد·سر من در سر این عالم غداره مکن
  9. 9 صد چو هاروت و چو ماروت ز سحرش بسته‌ست·مر مرا بسته این جادوی سحاره مکن
  10. 10 خمر یک روزه این نفس خمار ابد است·هین مرا تشنه این خاین خماره مکن
  11. 11 لعب اول چو مرا بست میفزا بازی·ز آنچ یک باره شدم مات تو ده باره مکن
  12. 12 جمله عیاری ناسوت ز لاهوت تو است·تو دگر یاری این کافر عیاره مکن

ganjoor: sh1999 · public domain