Dîvân de Shams Ghazal 2040 Distique 2 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۲۰۴۰

  1. بردار طالبان را وز هفت بحر بگذر منگر به گاو و ماهی وز صد چنین گذر کن

G2040:2

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 روز است ای دو دیده در روزنم نظر کن·تو اصل آفتابی چون آمدی سحر کن
  2. 2 بردار طالبان را وز هفت بحر بگذر·منگر به گاو و ماهی وز صد چنین گذر کن
  3. 3 پیدا بکن که پاکی از کون و پست و بالا·وین خانه کهن را بی‌زیر و بی‌زبر کن
  4. 4 عالم فناست جمله در یک دمش بقا کن·ماری است زهر دارد تو زهر او شکر کن
  5. 5 هر سو که خشک بینی تو چشمه‌ای روان کن·هر جا که سنگ بینی از عکس خود گهر کن
  6. 6 اندر قفای عاشق هر سو که خصم بینی·او را به زخم سیلی اندر زمان به درکن
  7. 7 تا چند عذر گویی کورند و می‌نبینند·گر کورشان نخواهی در دیده‌شان نظر کن
  8. 8 خواهی که پرده‌هاشان در دیده‌ها نباشد·فرما تو پردگی را کز پرده‌ها عبر کن
  9. 9 فرمان تو راست مطلق با جمع در میان نه·بستم قبای عطلت هم چارهٔ کمر کن
  10. 10 ای آفتاب عرشی ای شمس حق تبریز·چون ماه نو نزارم رویم تو در قمر کن

ganjoor: sh2040 · public domain