Dîvân de Shams Ghazal 2091 Distique 9 ← précédent

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۲۰۹۱

  1. من لب ببستم در غم نشستم بگشای دستم قصد لقا کن

G2091:9

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 ای هفت دریا گوهر عطا کن·وین مس‌ها را پرکیمیا کن
  2. 2 ای شمع مستان وی سرو بستان·تا کی ز دستان آخر وفا کن
  3. 3 بگریست بر ما هر سنگ خارا·این درد ما را جانا دوا کن
  4. 4 ای خشم کرده دیدار برده·این ماجرا را یک دم رها کن
  5. 5 احسان و مردی بسیار کردی·آن مردمی را اکنون دو تا کن
  6. 6 ای خوب مذهب ای ماه و کوکب·در ظلمت شب چون مه سخا کن
  7. 7 درد قدیمی رنج سقیمی·گرد یتیمی از ما جدا کن
  8. 8 گر در نعیمم در زر و سیمم·بی‌تو یتیمم درمان ما کن
  9. 9 من لب ببستم در غم نشستم·بگشای دستم قصد لقا کن

ganjoor: sh2091 · public domain