Dîvân de Shams Ghazal 2098 Distique 2 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۲۰۹۸

  1. چو فتادی به چاه و گو که ببخشید جان نو به سوی او بیا مرو مکن انکار یاد کن

G2098:2

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 شب محنت که بد طبیب و تو افکار یاد کن·که ز پای دلت بکند چنان خار یاد کن
  2. 2 چو فتادی به چاه و گو که ببخشید جان نو·به سوی او بیا مرو مکن انکار یاد کن
  3. 3 مکن اندک نبود آن به خدا شک نبود آن·نه به خویش آی اندکی و تو بسیار یاد کن
  4. 4 تو به هنگام یاد کن که چو هنگام بگذرد·تو خوه از گل سخن تراش و خوه از خار یاد کن
  5. 5 چو رسیدی به صدر او تو بدان حق قدر او·چو بدیدی تو بدر او تو ز دیدار یاد کن
  6. 6 تو بدان قدر سوز او برسد باز روز او·ور از آن روز ایمنی تو ز اغیار یاد کن
  7. 7 چه سپاس ار دو نان دهد به طبیبی که جان دهد·چو بزارد که ای طبیب ز بیمار یاد کن
  8. 8 چو طبیبت نمود خرد دل تو آن زمان بمرد·پس از آن بانگ می‌زنی که ز مردار یاد کن
  9. 9 مکن ار چه شدی چنین چو خزان دانه در زمین·ز بهار  حسام دین و ز گلزار یاد کن
  10. 10 اگرت کار چون زر است نه گرو پیش گازر است·گرت امسال گوهر است نه تو از پار یاد کن
  11. 11 چو بدیدی رحیل گل پس اقبال چیست؟ ذل·نه که زنهار اوست بس هله زنهار یاد کن

ganjoor: sh2098 · public domain