Dîvân de Shams› Ghazal 2173› Distique 9 ← précédent
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۲۱۷۳
- خاموش که خاموشی فخری من و فخری تو در گفتن و بیصبری عاری من و عاری تو
G2173:9
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 چنگ خردم بگسل تاری من و تاری تو·هین نوبت دل میزن باری من و باری تو
- 2 در وحدت مشتاقی ما جمله یکی باشیم·اما چو به گفت آییم یاری من و یاری تو
- 3 چون احمد و بوبکریم در کنج یکی غاری·زیرا که دوی باشد غاری من و غاری تو
- 4 در عالم خارستان بسیار سفر کردم·اکنون بکش از پایم خاری من و خاری تو
- 5 سرمست بخسپ ای دل در ظل مسیح خود·آن رفت که میبودیم زاری من و زاری تو
- 6 من غرقه شدم در زر تو سجده کنان ای سر·بیکار نمیشاید کاری من و کاری تو
- 7 هر کس که مرا جوید در کوی تو باید جست·گر لیلی و مجنون است باری من و باری تو
- 8 دزدی که رهی میزد هنگام سیاست شد·اکنون بزنیم او را داری من و داری تو
- 9 خاموش که خاموشی فخری من و فخری تو·در گفتن و بیصبری عاری من و عاری تو
ganjoor: sh2173 · public domain