Dîvân de Shams Ghazal 2176 Distique 10 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۲۱۷۶

  1. جان همچو مسیحی است به گهواره قالب آن مریم بندنده گهواره ما کو

G2176:10

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 آن دلبر عیار جگرخواره ما کو·آن خسرو شیرین شکرپاره ما کو
  2. 2 بی‌صورت او مجلس ما را نمکی نیست·آن پرنمک و پرفن و عیاره ما کو
  3. 3 باریک شده‌ست از غم او ماه فلک نیز·آن زهره با بهره سیاره ما کو
  4. 4 پربسته چو هاروتم و لب تشنه چو ماروت·آن رشک چه بابل سحاره ما کو
  5. 5 موسی که در این خشک بیابان به عصایی·صد چشمه روان کرد از این خاره ما کو
  6. 6 زین پنج حسن ظاهر و زین پنج حسن سر·ده چشمه گشاینده در این قاره ما کو
  7. 7 از فرقت آن دلبر دردی است در این دل·آن داروی درد دل و آن چاره ما کو
  8. 8 استاره روز او است چو بر می‌ندمد صبح·گویم که بدم گوید کاستاره ما کو
  9. 9 اندر ظلمات است خضر در طلب آب·کان عین حیات خوش فواره ما کو
  10. 10 جان همچو مسیحی است به گهواره قالب·آن مریم بندنده گهواره ما کو
  11. 11 آن عشق پر از صورت بی‌صورت عالم·هم دوز ز ما هم زه قواره ما کو
  12. 12 هر کنج یکی پرغم مخمور نشسته‌ست·کان ساقی دریادل خماره ما کو
  13. 13 آن زنده کن این در و دیوار بدن کو·و آن رونق سقف و در و درساره ما کو
  14. 14 لوامه و اماره بجنگند شب و روز·جنگ افکن لوامه و اماره ما کو
  15. 15 ما مشت گلی در کف قدرت متقلب·از غفلت خود گفته که گل کاره ما کو
  16. 16 شمس الحق تبریز کجا رفت و کجا نیست·و اندر پی او آن دل آواره ما کو

ganjoor: sh2176 · public domain