Dîvân de Shams› Ghazal 2284› Distique 4 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۲۲۸۴
- در ده ویرانه تو گنج نهان است ز هو هین ده ویران تو را نیز به بغداد مده
G2284:4
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 باده بده باد مده وز خودمان یاد مده·روز نشاط است و طرب برمنشین داد مده
- 2 آمدهام مست لقا کشته شمشیر فنا·گر نه چنینم تو مرا هیچ دل شاد مده
- 3 خواجه تو عارف بدهای نوبت دولت زدهای·کامل جان آمدهای دست به استاد مده
- 4 در ده ویرانه تو گنج نهان است ز هو·هین ده ویران تو را نیز به بغداد مده
- 5 والله تیره شب تو به ز دو صد روز نکو·شب مده و روز مجو عاج به شمشاد مده
- 6 غیر خدا نیست کسی در دو جهان همنفسی·هر چه وجود است تو را جز که به ایجاد مده
- 7 گرچه در این خیمه دری دانک تو با خیمه گری·لیک طناب دل خود جز که به اوتاد مده
- 8 ساقی جان صرفه مکن روز ببردی به سخن·مال یتیمان بمخور دست به فریاد مده
- 9 ای صنم خفته ستان در چمن و لاله ستان·باده ز مستان مستان در کف آحاد مده
- 10 دانه به صحرا مکشان بر سر زاغان مفشان·جوهر فردیت خود هرزه به افراد مده
- 11 چون بود ای دلشده چون نقد بر از کن فیکون·نقد تو نقد است کنون گوش به میعاد مده
- 12 هم تو توی هم تو منم هیچ مرو از وطنم·مرغ توی چوژه منم چوزه به هر خاد مده
- 13 آنک به خویش است گرو علم و فریبش مشنو·هست تو را دانش نو هوش به اسناد مده
- 14 خسرو جانی و جهان وز جهت کوهکنان·با تو کلندی است گران جز که به فرهاد مده
- 15 بس کن کاین نطق خرد جنبش طفلانه بود·عارف کامل شده را سبحه عباد مده
ganjoor: sh2284 · public domain