Dîvân de Shams› Ghazal 2391› Distique 4 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۲۳۹۱
- خود کشته عاشقان را در خونشان نشسته و آن گاه بر جنازه هر یک نماز کرده
G2391:4
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 بازآمد آن مغنی با چنگ سازکرده·دروازه بلا را بر عشق باز کرده
- 2 بازار یوسفان را از حسن برشکسته·دکان شکران را یک یک فراز کرده
- 3 شمشیر درنهاده سرهای سروران را·و آن گاهشان ز معنی بس سرفراز کرده
- 4 خود کشته عاشقان را در خونشان نشسته·و آن گاه بر جنازه هر یک نماز کرده
- 5 آن حلقههای زلفت حلق که راست روزی·ای ما برون حلقه گردن دراز کرده
- 6 از بس که نوح عشقت چون نوح نوحه دارد·کشتی جان ما را دریای راز کرده
- 7 ای یک ختن شکسته ای صد ختن نموده·وز نیم غمزه ترکی سیصد طراز کرده
- 8 بخت ابد نهاده پای تو را به رخ بر·کت بنده کمینم وآنگه تو ناز کرده
- 9 ای خاک پای نازت سرهای نازنینان·وز بهر ناز تو حق شکل نیاز کرده
- 10 ای زرگر حقایق ای شمس حق تبریز·گاهم چو زر بریده گاهم چو گاز کرده
ganjoor: sh2391 · public domain