Dîvân de Shams Ghazal 2397 Distique 6 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۲۳۹۷

  1. ای بنده کمینت گشته چو آبگینه بشکسته آبگینه صد دست و پا بخسته

G2397:6

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 ای گرد عاشقانت از رشک تخته بسته·وی جمله عاشقانت از تخت و تخته رسته
  2. 2 صد مطرقه کشیده در یک قدح بکرده·صد زین قدح کشیده چون عاقلان نشسته
  3. 3 یک ریسمان فکندی بردیم بر بلندی·من در هوا معلق و آن ریسمان گسسته
  4. 4 از آهوان چشمت ای بس که شیر عشقت·هم پوست بردریده هم استخوان شکسته
  5. 5 دیدن به خواب در شب ماه تو را مبارک·وز بامداد رویت دیدن زهی خجسته
  6. 6 ای بنده کمینت گشته چو آبگینه·بشکسته آبگینه صد دست و پا بخسته
  7. 7 در حسن شمس تبریز دزدیده بنگریدم·زه گفتم و ز غیرت تیر از کمان بجسته

ganjoor: sh2397 · public domain