Dîvân de Shams› Ghazal 2399› Distique 3 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۲۳۹۹
- چون نور آفتابی بر خاک ما فکندی و آن گاه اندک اندک باز آن طرف ببرده
G2399:3
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 ای از تو من برسته ای هم توام بخورده·هم در تو میگدازم چون از توام فسرده
- 2 گه در کفم فشاری گه زیر پا به هر غم·زیرا که مینگردد انگور نافشرده
- 3 چون نور آفتابی بر خاک ما فکندی·و آن گاه اندک اندک باز آن طرف ببرده
- 4 از روزن تن خود چون نور بازگردیم·در قرص آفتابی پاک از گناه و خرده
- 5 آن کس که قرص بیند گوید که گشت زنده·و آن کو به روزن آید گوید فلان بمرده
- 6 در جام رنج و شادی پوشیده اصل ما را·در مغز اصل صافیم باقی بمانده درده
- 7 ای اصل اصل دلها ای شمس حق تبریز·ای صد جگر کبابت تا چیست قدر گرده
ganjoor: sh2399 · public domain