Dîvân de Shams› Ghazal 240› Distique 7 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۲۴۰
- تو را عالمی غیر هجده هزار زهی کیمیا و زهی کبریا
G240:7
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 تو جان و جهانی کریما مرا·چه جان و جهان از کجا تا کجا
- 2 که جان خود چه باشد بر عاشقان·جهان خود چه باشد بر اولیا
- 3 نه بر پشت گاویست جمله زمین·که در مرغزار تو دارد چرا
- 4 در آن کاروانی که کل زمین·یکی گاوبارست و تو ره نما
- 5 در انبار فضل تو بس دانههاست·که آن نشکند زیر هفت آسیا
- 6 تو در چشم نقاش و پنهان ز چشم·زهی چشم بند و زهی سیمیا
- 7 تو را عالمی غیر هجده هزار·زهی کیمیا و زهی کبریا
- 8 یکی بیت دیگر بر این قافیه·بگویم بلی وام دارم تو را
- 9 که نگزارد این وام را جز فقیر·که فقرست دریای در وفا
- 10 غنی از بخیلی غنی ماندهست·فقیر از سخاوت فقیر از سخا
ganjoor: sh240 · public domain