Dîvân de Shams Ghazal 2400 Distique 13 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۲۴۰۰

  1. اقرار می‌کنند که حشر و قیامت است آن مردگان باغ دگربار آمده

G2400:13

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 گل را نگر ز لطف سوی خار آمده·دل ناز و باز کرده و دلدار آمده
  2. 2 مه را نگر برآمده مهمان شب شده·دامن کشان ز عالم انوار آمده
  3. 3 خورشید را نگر که شهنشاه اختر است·از بهر عذر گازر غمخوار آمده
  4. 4 منگر به نقطه خوار تو آن را نگر که دوست·اندر طواف نقطه چو پرگار آمده
  5. 5 آن دلبری که دل ز همه دلبران ربود·اندر وثاق این دل بیمار آمده
  6. 6 این عشق همچو روح در این خاکدان غریب·مانند مصطفاست به کفار آمده
  7. 7 همچون بهار سوی درختان خشک ما·آن نوبهار حسن به ایثار آمده
  8. 8 پنهان بود بهار ولی در اثر نگر·زو باغ زنده گشته و در کار آمده
  9. 9 جان را اگر نبینی در دلبران نگر·با قد سرو و روی چو گلنار آمده
  10. 10 گر عشق را نبینی در عاشقان نگر·منصوروار شاد سوی دار آمده
  11. 11 در عین مرگ چشمه آب حیات دید·آن چشمه ای که مایه دیدار آمده
  12. 12 آمد بهار عشق به بستان جان درآ·بنگر به شاخ و برگ به اقرار آمده
  13. 13 اقرار می‌کنند که حشر و قیامت است·آن مردگان باغ دگربار آمده
  14. 14 ای دل ز خود چو باخبری رو خموش کن·چون بی‌خبر مباش به اخبار آمده

ganjoor: sh2400 · public domain