Dîvân de Shams› Ghazal 2415› Distique 4 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۲۴۱۵
- ز خلق عالم جانهای پاک بگزیدند و آنگهان ز میانشان تو بوده بگزیده
G2415:4
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 تو دیده گشته و ما را بکرده نادیده·بدیده گریه ما را بدین بخندیده
- 2 بخند جان و جهان چون مقام خنده تو راست·بکن که هر چه کنی هست بس پسندیده
- 3 ز درد و حسرت تو جان لالهها سیه است·گل از جمال رخ توست جامه بدریده
- 4 ز خلق عالم جانهای پاک بگزیدند·و آنگهان ز میانشان تو بوده بگزیده
- 5 بدانک عشق نبات و درخت او خشک است·به گرد گرد درخت من است پیچیده
- 6 چو خشک گشت درختم بسی بلندی یافت·چو زرد گشت رخم شد چو زر بنازیده
- 7 خزینههای جواهر که این دلم را بود·قمارخانه درون جمله را ببازیده
- 8 هزار ساغر هستی شکسته این دل من·خمار نرگس مخمور تو نسازیده
- 9 ز خام و پخته تهی گشت جان من باری·مدد مدد تو چنین آتشی فروزیده
- 10 مرا چو نی بنوازید شمس تبریزی·بهانه بر نی و مطرب ز غم خروشیده
ganjoor: sh2415 · public domain