Dîvân de Shams› Ghazal 2543› Distique 2 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۲۵۴۳
- برآور دودها از دل به جز در خون مکن منزل فلک را از فلک بگسل که جان آتش اندامی
G2543:2
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 بیا ای شاه خودکامه نشین بر تخت خودکامی·بیا بر قلب رندان زن که صاحب قرن ایامی
- 2 برآور دودها از دل به جز در خون مکن منزل·فلک را از فلک بگسل که جان آتش اندامی
- 3 در آن دریا که خون است آن ز خشک و تر برون است آن·بیا بنما که چون است آن که حوت موج آشامی
- 4 اشارت کن بدان سرده که رندانند اندر ده·سبک رطل گران درده که تو ساقی آن جامی
- 5 قدح در کار شیران کن ز زرشان چشم سیران کن·به جامی عقل ویران کن که عقل آن جا بود خامی
- 6 بسوز از حسن ای خاقان تو نام و ننگ مشتاقان·که سرد آید ز عشاقان حذر کردن ز بدنامی
- 7 بدیدم عقل کل را من نهاده ذبح بر گردن·بگفتم پیش این پرفن چو اسماعیل چون رامی
- 8 بگفت از عشق شمس الدین که تبریز است از او چون چین·چو مه رویان نوآیین به گرد مجلس سامی
ganjoor: sh2543 · public domain