Dîvân de Shams› Ghazal 2547› Distique 2 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۲۵۴۷
- زهی پیدای ناپیدا پناه امشب و فردا زهی جانم ز تو شیدا زهی حال پریشانی
G2547:2
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 شدم از دست یک باره ز دست عشق تا دانی·در این مستی اگر جرمی کنم تا رو نگردانی
- 2 زهی پیدای ناپیدا پناه امشب و فردا·زهی جانم ز تو شیدا زهی حال پریشانی
- 3 ز زلف جعد چون سلسل بشد این حال من مشکل·میان موج خون دل مرا تا چند بنشانی
- 4 چو آرم پیش تو زاری بهانه نو برون آری·زهی شنگی و طراری زهی شوخی و پیشانی
- 5 زبان داری تو چون سوسن نمایی آب را روغن·چرا بیگانه ای با من چو تو از عین خویشانی
- 6 زهی مجلس زهی ساقی زهی مستان زهی باده·زهی عشاق دل داده زهی معشوق روحانی
- 7 شراب عشق تو آنگه جهان حسن بر جاگه·جمال روی تو آنگه کند جان کسی جانی
- 8 بکرده روح را حق بین خداوندی شمس الدین·ز تبریز نکوآیین به قدرتهای ربانی
ganjoor: sh2547 · public domain