Dîvân de Shams Ghazal 2598 Distique 2 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۲۵۹۸

  1. ای روی تو چون آتش وی بوی تو چون گل خَوش یا رب که چه رو داری یا رب که چه بو داری

G2598:2

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری·یک دم چه زیان دارد گر روی به ما آری
  2. 2 ای روی تو چون آتش وی بوی تو چون گل خَوش·یا رب که چه رو داری یا رب که چه بو داری
  3. 3 در پیش دو چشم من پیوسته خیال تو·خوش خواب که می‌بینم در حالت بیداری
  4. 4 دل را چو خیال تو بنوازد مسکین دل·در پوست نمی‌گنجد از لذت دلداری
  5. 5 قرص قمرت گویم نور بصرت گویم·جان دگرت گویم یا صحت بیماری
  6. 6 از شرم تو شاخ گل سر پیش درافکنده·وز زاری من بلبل وامانده شد از زاری
  7. 7 از جمله ببر زیرا آن جا که توی و او·تو نیز نمی‌گنجی جز او که دهد یاری
  8. 8 اندر شکم ماهی دم با کی زند یونس·جز او کی بود مونس در نیم شب تاری
  9. 9 در چشمه سوزن تو خواهی که رود اشتر·ای بسته تو بر اشتر شش تنگ به سرباری
  10. 10 با این همه ای دیده نومید مباش از وی·چون ابر بهاری کن در عشق گهرباری

ganjoor: sh2598 · public domain