Dîvân de Shams Ghazal 2661 Distique 4 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۲۶۶۱

  1. نگفتی یک دل و مردانه باشیم به جان جمله مردان و به مردی

G2661:4

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 کجا شد عهد و پیمانی که کردی·کجا شد قول و سوگندی که خوردی
  2. 2 نگفتی چرخ تا گردان بوَد گرد·از این سرگشته هرگز برنگردی
  3. 3 نگفتی تا بود خورشید دلگرم·نکاهد گرم ما را هیچ سردی
  4. 4 نگفتی یک دل و مردانه باشیم·به جان جمله مردان و به مردی
  5. 5 مرا گویی اگر من جور کردم·بدان کردم که پیش از من تو کردی
  6. 6 چرا شاید که با چون من گدایی·چو تو شاهنشهی گیرد نبردی
  7. 7 میان ما و تو سرکنگبین است·ز من سرکه ز تو شکرنوردی
  8. 8 چو من سرکه فروشم پس تو شکر·بیفزا چون به شیرینی تو فردی
  9. 9 منم خاک و چو خاکی باد یابد·تو عذرش نِه‌، مگویش گَرد کردی
  10. 10 نباشد راه را عار از چو من گرد·که زر را عار نبود رنگ زردی
  11. 11 شهاب آتش ما زنده بادا·چو القاب شهاب سهروردی

ganjoor: sh2661 · public domain