Dîvân de Shams› Ghazal 2818› Distique 2 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۲۸۱۸
- سحری چون قمر آیی به خرابات درآیی بت و بتخانه بسوزی دل و دلدار فریبی
G2818:2
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 صنما چونک فریبی همه عیار فریبی·صنما چون همه جانی دل هشیار فریبی
- 2 سحری چون قمر آیی به خرابات درآیی·بت و بتخانه بسوزی دل و دلدار فریبی
- 3 دل آشفته نگیری خرد خفته نگیری·تو بدان نرگس خفته همه بیدار فریبی
- 4 ز غمت سنگ گدازد رمه با گرگ بسازد·رمه و گرگ و شبان را تو به یک بار فریبی
- 5 چه کنم جان و بدن را چه کنم قوت تن را·که تو جبار جهانی همه بیمار فریبی
- 6 قمر زنگی شب را تو کنی رومی مه رو·همه کوران سیه را تو به انوار فریبی
- 7 همه را گوش بگیری شنوایی برسانی·همه را چشم گشایی و به دیدار فریبی
- 8 تو نه آنی که فریبی ز کسی صرفه بجویی·تو همه لطف و عطایی تو به ایثار فریبی
- 9 تو صلاح دل و دینی تو در این لطف چنینی·که کمین خار فنا را سوی گلزار فریبی
ganjoor: sh2818 · public domain