Dîvân de Shams› Ghazal 2874 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · G2874 · 8 vers
غزل شمارهٔ ۲۸۷۴
Ouvrez un distique pour sa page : traduction, commentaire, mots difficiles.
- G2874:1 سحری کرد ندایی عجب آن رشک پریکه گریزید ز خود در چمن بیخبری
- G2874:2 رو به دل کردم و گفتم که زهی مژده خوشکه دهد خاک دژم را صفت جانوری
- G2874:3 همه ارواح مقدس چو تو را منتظرندتو چرا جان نشوی و سوی جانان نپری
- G2874:4 در مقامی که چنان ماه تو را جلوه کندکفر باشد که از این سو و از آن سو نگری
- G2874:5 گر تو چون پشه به هر باد پراکنده شویپس نشاید که تو خود را ز همایان شمری
- G2874:6 بمترسان دل خود را تو به تهدید خسانکه نشاید که خسان را به یکی خس بخری
- G2874:7 حیله میکرد دلم تا ز غمش سر ببردگفتم ای ابله اگر سر ببری سر نبری
- G2874:8 شمس تبریز خیالت سوی من کژ نگریسترفتم از دست و بگفتم که چه شیرین نظری
ganjoor: sh2874 · public domain