Dîvân de Shams Ghazal 2968 Distique 2 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۲۹۶۸

  1. جان تشنه ابد شد وین تشنگی ز حد شد یا ضربت جدایی یا شربت عطایی

G2968:2

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 ای چنگیان غیبی از راه خوش نوایی·تشنه دلان خود را کردید بس سقایی
  2. 2 جان تشنه ابد شد وین تشنگی ز حد شد·یا ضربت جدایی یا شربت عطایی
  3. 3 ای زهره مزین زین هر دو یک نوا زن·یا پرده رهاوی یا پرده رهایی
  4. 4 گر چنگ کژ نوازی در چنگ غم گدازی·خوش زن نوا اگر نی مردی ز بی‌نوایی
  5. 5 بی زخمه هیچ چنگی آب و نوا ندارد·می‌کش تو زخمه زخمه گر چنگ بوالوفایی
  6. 6 گر بگسلند تارت گیرند بر کنارت·پیوند نو دهندت چندین دژم چرایی
  7. 7 تو خود عزیز یاری پیوسته در کناری·در بزم شهریاری بیرون ز جان و جایی
  8. 8 خامش که سخت مستم بربند هر دو دستم·ور نه قدح شکستم گر لحظه‌ای بپایی
  9. 9 من پیر منبلانم بر خویش زخم رانم·من مصلحت ندانم با ما تو برنیایی
  10. 10 هم پاره پاره باشم هم خصم چاره باشم·هم سنگ خاره باشم در صبر و بی‌نوایی
  11. 11 از بس که تند و عاقم در دوزخ فراقم·دوزخ ز احتراقم گیرد گریزپایی
  12. 12 چون دید شور ما را عطار آشکارا·بشکست طبل‌ها را در بزم کبریایی
  13. 13 تبریز چون برفتم با شمس دین بگفتم·بی حرف صد مقالت در وحدت خدایی

ganjoor: sh2968 · public domain