Dîvân de Shams› Ghazal 2977› Distique 4 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۲۹۷۷
- ور حس فاسدی دهمت نور مصطفی ور مس کاسدی کنمت زر جعفری
G2977:4
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 هر روز بامداد درآید یکی پری·بیرون کشد مرا که ز من جان کجا بری
- 2 گر عاشقی نیابی مانند من بتی·ور تاجری کجاست چو من گرم مشتری
- 3 ور عارفی حقیقت معروف جان منم·ور کاهلی چنان شوی از من که برپری
- 4 ور حس فاسدی دهمت نور مصطفی·ور مس کاسدی کنمت زر جعفری
- 5 محتاج روی مایی گر پشت عالمی·محتاج آفتابی گر صبح انوری
- 6 از بر و بحر بگذر و بر کوه قاف رو·بر خشک و بر تری منشین زین دو برتری
- 7 ای دل اگر دلی دل از آن یار درمدزد·وی سر اگر سری مکن این سجده سرسری
- 8 چون اسب میگریزی و من بر توام سوار·مگریز از او که بر تو بود کان بود خری
- 9 صد حیله گر تراشی و صد شهر اگر روی·قربان عید خنجر الله اکبری
- 10 خاموش اگر چه بحر دهد در بیدریغ·لیکن مباح نیست که من رام یشتری
ganjoor: sh2977 · public domain