Dîvân de Shams› Ghazal 3017› Distique 7 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۳۰۱۷
- آه که ندیدی هنوز بر سر میدان عشق رقص کنان کلهها هر طرفی کورهای
G3017:7
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 لاله ستانست از عکس تو هر شورهای·عکس لبت شهد ساخت تلخی هر غورهای
- 2 مصحف عشق تو را دوش بخواندم به خواب·آه که چه دیوانه شد جان من از سورهای
- 3 مشکل هر دو جهان آه چه حلوا شود·گر شکر تو شود مغز شکربورهای
- 4 چهره چون آفتاب بر تن چون غوره تاب·تا بشود پرشکر در تن هر رودهای
- 5 وا شدن از خویشتن هست ز ماسوره سهل·چونک سر رشته یافت خصم ز ماسورهای
- 6 جسم که چون خربزهست تا نبری چون خورند·بشکن و پیدا شود قیمت لاهورهای
- 7 آه که ندیدی هنوز بر سر میدان عشق·رقص کنان کلهها هر طرفی کورهای
- 8 پیش طبیب دو کون رفتم بیمار عشق·نبض دلم میجهید در کف قارورهای
- 9 گفتمش ای شمس دین مفخر تبریز آه·جز ز تو یابد شفا علت ناسورهای
ganjoor: sh3017 · public domain