Dîvân de Shams› Ghazal 305› Distique 7 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۳۰۵
- داوودوار ما را آهن چو موم گردد کهآهنرباست دلبر، دل آهنست امشب
G305:7
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 آواز داد اختر بس روشنست امشب·گفتم ستارگان را مه با منست امشب
- 2 بررو به بام بالا از بهر الصلا را·گل چیدنست امشب می خوردنست امشب
- 3 تا روز دلبر ما اندر برست چون دل·دستش به مهر ما را در گردنست امشب
- 4 تا روز زنگیان را با روم دار و گیرست·تا روز چنگیان را تَنتَنتَنست امشب
- 5 تا روز ساغر می در گردش است و بخشش·تا روز گل به خلوت با سوسنست امشب
- 6 امشب شراب وصلت بر خاص و عام ریزم·شادی آنکه ماهت بر روزنست امشب
- 7 داوودوار ما را آهن چو موم گردد·کهآهنرباست دلبر، دل آهنست امشب
- 8 بگشای دست دل را تا پای عشق کوبد·کان زارِ ترسدیده در مأمنست امشب
- 9 بر روی چون زر من ای بخت بوسه میده·کاین زر گازدیده در معدنست امشب
- 10 آن کاو به مکر و دانش میبست راه ما را·پالان خر بر او نه کاو کودنست امشب
- 11 شمشیر آبدارش پوسیده است و چوبین·وآن نیزه درازش چون سوزنست امشب
- 12 خرگاه عنکبوت است آن قلعه حصینش·بَرگستوان و خودش چون روغنست امشب
- 13 خاموش کن که طامع الکن بود همیشه·با او چه بحث داری؟ کاو الکنست امشب
ganjoor: sh305 · public domain